هفته سی و چهارم
سلام پسرکم! این هفته که گذشت، هفته بعد هم به خیر بگذره ماه هشتم تموم می شه و نگرانی های من هم البته کمتر ، بابایی برات شله زرد نذر کرده، البته نیت دقیقش رو نمی دونم فقط گفت برای سلامتی من و تو نذر کرده و قراره روز عاشورا بپزه، جات حسابی خالی بود پسر گلم، نذرش قبول باشه انشالله! ( البته این عکس مربوط به شله زردی که پختیم نیست، وقت نشد عکس بگیرم) برات یه عروسک خریدیم، کمد و تخت اتاقت هم تو این هفته میاد، تشک تختت رو هم سفارش دادیم، اتاقت که حاضر شد عکس وسایلت رو میزارم، کلی عروسک داری که یا مال من بوده یا بابایی برام خریده، یه اردک هم داری که مال باباییه، همشو بخشیدیم به گل پسری! بودن دایی امیر این دوروز غنیمتی بود، ...









